مقام یک نوع طبقهبندی موسیقی است که در دورههای مختلف تاریخ از جمله دوران معاصر، برای طبقهبندی موسیقی ایرانی، ترکی، عربی و موسیقیهای مرتبط (نظیر آذربایجانی، ترکمنی و کردی) به کار میرفتهاست یا میرود
تحولاتی که در تئوری موسیقی مناطق مختلف خاورمیانه در سدههای هجدهم تا بیستم میلادی رخ داده، منجر به طبقهبندیهای مختلف برای مقامها، و شکلگیری روشهای مختلفی برای نتنویسی مقامها شدهاست. در موسیقی عربی و ترکی این تحولات با بازآرایی مقامها در گروههای جدیدتر همراه بوده، و در موسیقی ایرانی مفهوم مقام با مفهوم دستگاه جایگزین شدهاست. تعریف لفظ مقام یا پرده برای طبقهبندی انواع موسیقی ایرانی، ترکی، عربی و آذربایجانی، بر اساس ساختار اجرایی آنها به کار رفتهاست. مقام در واقع مجموعهٔ نغمههایی است که تحت فواصل مشخص و از پیش تعیینشده سازمان یافتهاند. مفهوم مقام در موسیقی این مناطق، با مفهوم مد در موسیقی یونان باستان نزدیکی دارد تاریخچه ایجاد مقامها یا پردههای موسیقی را به باربد نسبت میدهند؛ در زمان او که در دربار خسرو پرویز خنیاگر بوده، شمار پردهها هفت بودهاست. گفته شده پس از او، شاگردی از شاگردانش عدد آنها را به دوازده رسانده است. ، بن سینا برای اولین بار در کتاب شفا از اصفهان، نوا و سلمک نام برده است. فارمر معتقد است از قرن سوم هجری به بعد، اصطلاحات موسیقی ایرانی، به موسیقی عربی وارد شدهاند و نخست، الحانی پذیرفته شدند که با گامهای اصابع عربی سازگار بودند و سپس، همه الحان، وارد شدند. پس از ابنسینا، در دیوان شعرا، به مقامها و پردهها اشاره شدهاست. نخستین کسی که به صراحت از پردهها نام میبرد، کیکاووس بن اسکندر نویسنده قابوسنامه (۴۵۷ق) است. تا اواسط قرن هفتم هجری (معادل قرن سیزدهم میلادی)، در موسیقی ایرانی نظام تقریباً یکسانی بهخصوص در خراسان بزرگ رایج بودهاست. در این نظام، دوازده پرده (مقام) و شش شعبه (آوازه) وجود داشتهاست و پرده راست، مادر پردههای دیگر بودهاست. پس از صفیالدین ارموی، تقسیمبندی تازهای ظهور میکند که طی آن، عشاق پرده مادر میشود و اسامی برخی پردهها نیز تغییر میکند. جامایف، سیستم قبل از ارموی را پردهای و پس از او را مقامی میخواند.
نام واژهٔ مقام به معنای امروزی، احتمالاً اولین بار در قرن هفتم هجری توسط قطبالدین شیرازی در رسالهٔ درة التاج لغرة الدباج به کار رفتهاست، اگر چه برخی اولین کاربرد را به عبدالقادر مراغی (موسیقیدان قرن نهم هجری) نسبت دادهاند. در متون مربوط به موسیقی ایران، واژههای «مقام»، «پرده»، «شَد» (و جمع آن «شَدود») و «دور» (و جمع آن «ادوار») همگی برای توصیف یک مفهوم به کار رفتهاند اما از آنجا که این متون تعریف دقیقی برای هر کدام از این واژهها ارائه نکردهاند معلوم نیست آیا این عبارات مترادف بودهاند یا خیر، اگر چه شواهد نشان میدهند که تا قرن هشتم هجری احتمالاً همهٔ آنها به یک معنی به کار میرفتهاند و تدریجاً با نفوذ زبان عربی به فارسی، «مقام» رواج بیشتر پیدا کردهاست. پس از این دوران، مفهوم مقام در موسیقی ترکیه تغییر میکند و نزدیکیاش را با مفهوم مد در موسیقی غربی حفظ میکند، حال آن که در موسیقی ایرانی نزدیکترین مفهوم به آن، گوشه است و نه مقام. در عین حال، به عقیدهٔ برخی موسیقیدانان، مقامهای قدیمی همینک خودشان را در غالب گوشههای دستگاههای مختلف موسیقی ایرانی حفظ کردهاند. دیگر واژههایی که برای توصیف مقامها در متون قرون وسطی (که عمدتاً به زبان عربی نوشته شدهاند) به کار رفته عبارتند از: جمع، نغمه، دور، اسابیع، طریقه، آواز، شعبه، طِباع، لحن یا الحان، و اصول. پیش از صفیالدین ارموی، واژهٔ «پرده» را بهجای «مقام» بهکار میبردند. محمدبن محمود نیشابوری، ۱۲ پرده برای موسیقی ذکر کردهاست. در عربی این دوازده پرده را «ادوار مشهوره» یا «شدود» میخواندهاند. اولین بار، قطبالدین شیرازی، «مقامات» را به جای «ادوار» استفاده کردهاست و عبدالقادر مراغهای، مقام را هممعنی و در کنار پرده بهکار بردهاست. امروزه، پرده به معنای «دستان» یا پرده روی سازهاست.
استفاده از لفظ «دور» برای توصیف مقام، اشاره به آن داشته که مقام باید فاصلهٔ یک دور کامل (یک اکتاو) را پوشش بدهد؛ هر دور شامل یک فاصلهٔ چهارم درست و یک فاصلهٔ پنجم درست است. صفیالدین ارموی و عبدالقادر مراغی هر دو از لفظ «دور» برای این مفهوم استفاده کردهاند. فاصلهٔ اکتاو در متون ارموی و مراغی با لفظ «ذیالکل»، و فواصل چهارم درست و پنجم درست نیز به ترتیب با نام «ذیالاربع» و «ذیالخمس» ذکر میشدهاند. مراغی همچنین مینویسد که ارموی هر سهٔ اینها را مقام میدانسته اما از نظر مراغی تنها یک دور کامل، مقام بودهاست. محمدرضا لطفی، ریشهٔ نام مقام را در واژهٔ عربی «مِقام» (با کسره) میداند که به معنای جای ایستادن، رتبه یا پایه بودهاست.
استاد روح الله خالقی دربارهی ردیف موسیقی ایرانی در قدیم گفته است: “در کتابهای قدیم راجع به موسیقی ایرانی، دوازده مقام را موضوع بحث قرار میدادند که این دوازده مقام عبارتند از: عشاق، نوا، بوسلیک، راست، عراق، اصفهان، زیر افکند، بزرگ، زنگوله، راهوی، حسینی، حجازی.
مقامات دوازده گانه دارای شش آواز بوده اند: گوشت گردانیه نوروز سلمک مایه
برای ادامه مطلب و ورود به مباحث مقام و دستگاه مجدد گریزی به تاریخ سیر موسیقی میزنیم : موسیقی سنتی ایران در اعصار و قرون گذشته تحت تاثیر وقایع سیاسی-مذهبی دستخوش تغییراتی شده است. مثلا در عصر صفویه با روی کارآمدن صفویان، دوره افول موسیقی ایران رقم زده شد بطوری که برای حفظ این فرهنگ غنی ،موسیقی دان ها به مراسمات تعزیه و شبیه خوانی روی آوررند. و شاید به همین مناسبت خیلی از گوشه های بجا مانده محزون و غم انگیز می باشند. #موسیقی در عهد قاجار در عهد قاجار بزرگ مرد تاریخ ایران میرزا تقی خان فراهانی (امیرکبیر) علی اکبرخان فراهانی را با خود از فراهان به دربار قاجار برده و سنگ بنای تولد دوباره موسیقی را کلید می زند. علی اکبر خان و پسرانش میرزاعبدالله و میرزاحسینقلی خان با تربیت شاگردانی خوب موسیقی ردیفی ما را بصورت سینه به سینه حفظ نمودند و مکاتب جدیدتری در موسیقی شکل گرفت اما درین سیر تحول ، موسیقی ما از شکل مقامی به دستگاهی تغییر پیدا کرد و اکنون نیز آنچه از مقامات قدیم موسیقی دیده میشود به شکل گوشه هایی در دستگاه های مختلف دیده میشود
فواصل مقامهای دوازدهگانه موسیقیدانان، دستگاههای موسیقی ایرانی را بعد از صفیالدین، دوازده دایرهٔ ملایم تشخیص دادند و به عنوان مقامهای اصلی بکار بردند که عبارتند از: عشاق، نوا، بوسلیک، راست، عراق، اصفهان، زیرافکند، بزرگ، زنگوله، رهاوی، حسینی و حجازی. این «مقامها» در هر دانگ، دارای دو پرده و یک نیم پرده بود و با یک پردهٔ اتصالی، به دانگ دوم پیوند داشت. این تقسیمبندی، یک دورهٔ کامل در اکتاو است که از ترکیب یک فاصله «چهارم درست» (ذوالاربع) از درجه یک تا هشت، و یک فاصله «پنجم درست» (ذوالخمس) از درجه هشت تا هجده، تشکیل میشود و با گام کروماتیک غربی سازگار است. تمامی دستگاهها، نغمهها و گوشهها در این تقسیمبندی اجرا میشود. قطبالدین شیرازی چند دایرهٔ دیگر را «ملایم» دانسته و به این مجموعه اضافه کرد. با نامهای: زنگبار، گلستان، بهار، بوستان، عذری و وامق. برخی دیگر نیز شش مقام اضافه کردند که عبارت بود از: گَوِشْتْ، گردانیه، نوروز، سلمک، مایه و شهناز
ایجاد مقامها یا پردههای موسیقی را به باربد نسبت میدهند؛ در زمان او که در دربار خسرو پرویز خنیاگر بوده، شمار پردهها هفت بودهاست. گفته شده پس از او، شاگردی از شاگردانش عدد آنها را به دوازده رسانده است. برخی منابع، هفت خسروانی را به او نسبت میدهند و از برخی از آنها، نام میبرند. در یک منبع از ششتای آنها نام برده شده که عبارتند از سکاف، امرسه، مادراروسنان، شایکاد، شیشم و جوبعران. در منبعی دیگر، این مقامها هشت کروف خوانده شده که عبارتند از بندستان، بهار، ابرین، ابرینه، ماذرواسبان، شسم، القبه و اسبراس.
امروزه تهاجم های فرهنگی غرب و خود باختگی فرهنگی مردم و سیاست های غلط زخم های عمیقی بر پیکره موسیقی عرفانی و ایرانی ما زده است و این عمل نشان دهنده عمق فاجعه است یعنی پایین آمدن سطح علمی ادبی هنری زندگی مردم و گرایش به بیهودگی و هزاران تیرگی دیگر. ما در اینجا تلاش میکنیم تا جایی که از دستمان برمی آید در ترویج و آموزش فرهنگ اصیل ایرانی و عرفانی بکوشیم تا باشد جامه سیاه جهل را از سقف آسمان این دیار برداریم هدف ما فقط موسیقی ایرانی نیست بلکه ترویج موسیقی است که اندیشه بخش است .